محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

7

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

و خزاعه قبيله اى است از قبايل عرب [ چون شهر سبا غرقه شد و خراب گشت ] ، و به آب غرقه شدند و هلاك گشتند . ايشان بعضى به جهان اندر بپراگندند . [ خزاعه به مكه افتاد و طى ] به باديه ، و اوس و خزرج [ به ] يثرب . و عرب اندر همه جهان بپراگند ، چنان كه خداى تعالى گفت : [ 161 a ] * ( وَمَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ . 34 : 19 ) * و عرب دو گروه اند : يكى معدّيان ، و يكى قحطانيان . سبا و اهل يمن قحطانياناند ، و عرب باديه معدّياناند . و حديث جرهم اندر حديث اسماعيل بن ابراهيم عليهما السّلام گفته آمده است . و اسماعيل از جرهم زنى كرده بود و او را از وى فرزندان آمدند ، و فرزندان اسماعيل اندر باديه بپراگندند . و اين معدّ و عدنان خاصّه اندر باديه بنشستند و ايشان را فرزندان آمدند . و نزار و مضر همچنين ، و الياس همچنين . و به مكّه همى آمدند و همى شدند . و چون بسيار شدند لختى به مكّه آمدند و بنشستند ، و لختى اندر كوهها بودند . و ليكن مهترى مكّه خزاعه را بود . و مهترى مكّه به دو چيز بود : يكى حجابه ، و ديگر سقايه . [ و عرب ايدون گفتند به مفخر انساب : [ هَذا حِحَابة البَيْتِ و هَذا سقَاية الحاجّ . ] و فرزندان اسماعيل هنوز به باديه بودند و بعضى به مكّه . و چون الياس بمرد ، مهترى همه عرب به مدركه آمد ، و بعد از مدركه به پسرش آمد [ خزيمه ، و بعد از او به پسرش كنانه و باز به پسرش ] النضر . و اين النضر نشست خويش به مكّه كرد و مهتر همه اهل بيت نزار گشت . و نام او قيس بود ، و او را النضر از بهر نضارهء روى خواندندى كه رويش سخت نيكو بود و تابان . و او خواست كه مهترى مكّه بگيرد و حجابه و سقايه از بنى خزاعه بستاند نتوانست ، و از آنكه خزاعه بسيار بودند . و خويشان و قوم النضر از فرزندان كنانه و خزيمه و مدركه با فرزندان مضر همه اندر باديه و اندر كوهها پراگنده بودند ، و النضر نتوانست خزاعه را غلبه كردن . ايشان را گفت : اين سقايه مرا دهيد ، و حجابه و كليد خانهء كعبه و مهترى مكّه همه شما را . ايشان سقايه به وى دادند . پس اين مهترى از وى به پسرش آمد مالك ، و از وى به پسرش فهر ، و از پس او به پسرش آمد غالب ، و از پس او به پسرش آمد لؤىّ ، و باز به پسرش كعب ، و باز به پسرش آمد مرّه ، و باز به پسرش كلاب ، و اين